تبليغاتX
--« pieCes of me »--
 
 
      











   خانه           
    ايميل


                  The Day Will Last Forever When It Is Nothing At All
                 

The Day Was A Year At First
When Children Ran The Garden


The Day Shrank Down To A Mounth
       When The Gilrs Play Ball


     The Day Was Week Then After
When Young Women Walked In The Garden


The Day Was Itself A Day
  When love Grow Tall
 

  The Day Shrank Down To An Houre
When Old Women Limped In The Garden


The Day Will Last Forever
 When It Is Nothing At All

روزها به اندازه يک سال است ،وقتي که بچه هستي و توي باغ مي دوي

روزها به اندازه يک ماه مي شوند ،وقتي که دختر بچه اي هستي و بازي مي کني

روزها به اندازه يک هفته مي شوند ، وقتي که زن جواني هستي و توي باغ قدم مي زني

روزها به اندازه يک روز خواهند شد ، وقتي که عاشق مي شوي

روزها به اندازه يک ساعت مي شوند ، وقتي که سالخورده اي و در باغ راه مي روي

روزها به پوچي سپري مي شوند ، وقتي که هيچ چيزي در بين نيست


                         *  *      | +  | 


                  ...
                 

شنبه، يکشنبه، دوشنبه،......
هر روز مثل روز قبل مياد و ميره
ديروز، امروز،فردا اينا چه مفهومي دارند؟اصلا چه فرقي ميکنه
واسه کي فرق ميکنه تو چند روز ديگه نفس بکشي
امروز فردا تو هم ميري اونوقته که اگه خيلي دوستت داشته باشن
فقط دو هفته واسشون زنده اي بعد همه چيز مثل روز اول ميشه
انگار نه انگار که يه روزي تو بودي يه روزي تو تنها دليله بودنشون بودي. لحظه اي که تو متولد شدي همه خوشحال اطرافتو گرفتند چنان دورت حلقه مي زدند که گويي فرشته کوچلويي بودي و واسه نجات اوونا اومده بودي . اما حالا چي ؟؟
يکم فکر کن هنوزم اونقدر واسشون عزيزي؟؟؟
اصلا تو چته ؟ چي مي خواي؟ از اين زندگي چه توقعي داري؟
خسته شدي، حوصله نداري،انگار همه چيز واست تکراري شده
يه اتفاق ساده اما مهم مي تونه زندگيتو از اين رو به اوون رو کنه،اما کي اين اتفاق مي افته ؟؟؟خدا ميدوونه...
دلت گرفته دوست داري پاشي از خونه بزني بيرون ،اما کجا
نه انگار فايده نداره انگار هيچ جا کنج اتاق خودت نمي شه
يه جايي که فقط نفس تو توش جاريه هيشکي تو خلوتت پا نذاشته
شايدم خودت نخواستي.
دوست داري يکي باشه که باهاش درد دل کني اما احساس مي کني
هيچ کس حوصله شنيدن حرفاتو نداره اگرم کسي باشه به نظر تو
لياقت شنيدن حرفاتو نداره ...
يه دوست خوب حالا هر کي و از هر جنسي که باشه و با هر نسبتي ،پدر؟؟ مادر؟؟ خواهر؟؟برادر؟؟و يا يه غريبه
چه فرق داره ........
وقتي حرفاتو توي قلبت تلمبار مي کني بغض گلوتو مي گيره
دلت مي خواد هاي هاي بزني زير گريه اما نميشه...بازم نشد
اين چندمين باره که بغضتو توي گلوت نگه مي داري
انگار يه چيزي دائم سنگيني مي کنه.
احساس نا اميدي همه وجودتو گرفته از همه آدما بدت مياد
حتي از خودتم متنفر ميشي. به نظرت هيچ چيز ارزش زندگي
کردن نداره .
بسه ديگه بسه پا شو از جات بلند شو يه يا علي بگو و به خدا
توکل کن .پنجره اتاقتو باز کن با تمام وجودت يه نفس راحت بکش و سعي کن بازدم نفست همه غم و غصه هات باشه
يه لبخند قشنگ به تمام دنيا بزن با تمام وجودت فرياد بزن و بگو ديگه بسه اومدم تا باهات آشتي کنم تو سرنوشت مني مي خوام
خودم بسازمت من ديگه روي پاهاي خودم مي ايستم .
آهاي غم و غصه ها از من دور بشين من ديگه نمي خوام چيزي جز يه لبخند روي لبهام نقش ببنده .
بعدش يکم ورجه وورجه و يه آهنگي که خيلي دوستش دارين
آهاي حواستون باشه آهنگ غمناک نذارين.
از الان تصميمتونو بگيرين که يه آدم ديگه باشين آدمي که نبايد غم و غصه رو تو دلش راه بده.
حواستون باشه اگه کسي بهتون حرفي زد ناراحت نشين هميشه با لبخند جواب آدماي بد اخلاقو بدين .
يادتون باشه هيچ کس ارزش اشکهاي شما رو نداره و کسي که چنين ارزشي داره باعث اشک ريختن شما نميشه. 

* خوب یادمه اینا رو وقتی بچه بودم می نوشتم! نه وقتی چیزی برام مهم نبود !  


                         *  *      | +  | 


                  سال نو...؟
                 

زياد مطمئن نيستم ولي
فقط يه وقته که مي تونم بشينم با خيال راحت به آهنگهاي مسخره ي توي کامپيوترم گوش کنم اونم وقتايي که چند دقيقه تا لحظه ي تحويل سال بيشتر نمونده ... سفره هفت سين هم روي هواست !
ولي مطمئنم الان سر وکله ي ماشين آشغال بر ِ(!) محترم پيدا مي شه و زنگ و ميزنه و عيدي مي خواد !
بيا شرط ببنديم سر اينکه سال زودتر تحويل مي شه يا اين آقايون ِ محترم زودتر ميان ...
سر ِ هر چي تو خواستي!

----

شاعر یه چیزایی می گفت در این مواقع ولی خفش کردیم دیگه ... هیچی ... شعری واسه نوشتن وجود نداره!


                         *  *      | +  | 


                 
                 

خداوند به هر پرنده دانه ای می دهد اما این دانه را در لانه اش نمی گذارد

یاد گرفتیم آدم باشیم ... یاد گرفتیم پرنده باشیم ... یاد گرفتیم ... لعنت به ما که یه بار یاد نگرفتیم خودمون باشیم .

: دقیقا منظورم "ما" بود.


                         *  *      | +  | 










template designer :
AFTABGARDAN