تو باغ خونه ی ما همیشه سبزه زاره ...
خوشبختی از رو دیوار سر می کشه تو خونه ...
خونه ی مادربزگه هزار تا قصه داره ...
خونه ی مادربزگه شادی و غصه داره ... // . راستی چه عالمی بود اگه بدا نبودند ، دیگه خدانگه دارلحظه های قیمتی ، منو ببخش عزیزم هر کی داره قسمتی .// . به شرطی که بفهمی تر شده چشمام! .// . leave it ! .// . می تونی برگردی پیشم تو هر لحظه .//.na na nay nay nay na nay nay nay.// . من که به تو نه نمیگم !!.//. Ne Me... .//. غم و غصه ی دل و تو ، حتی تو هم نمیدونی .//. Pick it up ! .//. ده ثانیه تا انتها ، پایونی بی سر و صدا .//. گیرم بازم بیایی .//. Sunshine.//. دوباره دل هوای با تو بودن کرده .//. کاشکی این دیوار خراب شه من و تو با هم بمیریم .//. چشمامو می بندم بی رویا می میرم ... .//. آینه می شکنه هزار تیکه می شه ولی باز تو هر تیکه اش عکس منه ! .//.
--
---- وقتی آهنگ هایی که فرقی نمی کنه دوستشون دارم یا نه برای چند دقیقه با صدای خیلی بلند به مغزم فشار میارن ، مطمئن می شم که توی سرم هیچ چی نیست .
مثل قسمت کردن یک کادوی ندیده می مونه شنیدن خاطره ها با صدای دیگرانی که هر روز یک مشت لغات عجیب تحویل میدن ، برای حلاجی کردن . نمیدونم یا لغتنامه ی من خیلی قدیمیه یا ... یه نفر به اینا بگه که من زیاد باهوش نیستم توی نشون دادن اینکه خط به خط ِ حرفاشونو واقعاً می فهمم .
_ یه دختر خوب هیچوقت گریه نمی کنه !
-- من هیچوقت دختر خوبی نبودم
؟
- مامان همیشه می خواد من یه ایده آل باشم ، من هیچوقت ایده آل هاشو دوست ندارم ولی مطمئنم منم یه روز همون ایده آل ها رو واسه ی دخترم می خوام و مطمئنم دخترم هیچوقت از ایده آل های من خوشش نمیاد .
؟
-- اگه آخرش یه نفر ازم بپرسه چه جوری بود ؟ میگم : عالی و لذت بخش ! میدونم این دروغو همه ی اونایی که ما اون دنیا ازشون پرسیدیم بهمون گفتن وگرنه ما عاقل تر از این حرفا بودیم که با اشرف بودن پا به این دنیا بذاریم ...
؟
- با من موافق باشین و من بودنمو به رخم نکشید .
- من یه ایده آل م ! (به سبک خودم )
رفت کش موی صورتی خرید تا به لباسهای مشکی ش بیاد ، می دونستم با کفش های نارنجی ، سبز تر از همیشه می شه .
خانواده اگه خانواده بود دو هفته تنهات نمیذاشت به امون خدا با اینهمه مشکلات و خودش بره خوش بگذرونه . که حالا من شبا بعد از خاموش شدن همه ی آدما ، زیر پتو غصه م بگیره و هیچ گوسفندی نباشه برای شمردن ...
-- من به تموم حیوونا و به خصوص پرنده ها حسودیم شد ! مجبور نیستند اینقدر جلب توجه کنند تا من حتی حاشیه هم نباشم .
قلب چیز جالبیه جای خاصی هم نداره توی بدن ، یه وقتا داره از توی دهنت میزنه بیرون یه وقتایی روی زمین افتاده داره کلش کلش می کنه یه وقتایی هم سر جاش اینقدر بالا و پائین می پره که انگار می خواد منفجر بشه ... ماله من فعلاً داره تالاپ تولوپ ِ الکی می کنه ...
اشتباه برداشت کردید ...
مترسک سر جالیز هیچوقت بوی تعفن نمیداده ، خانم محترم !
- حالا میتونید با خیال راحت کلاهاتونو بندازید بالا-- " من تازگیا خیلی بد اخلاق شدم" یا "من قبلا خیلی خوش اخلاق تر بودم"
* فعلاْ فقط تحمل لطفاْ
مثل رطوبت ِ اول صبح می ماند وقتی مَحرم حرفهایم کسی نباشد جز دختری که فقط چند ساعت نشسته روی صندلی کناری من و از شبانه هاش توی پارک تعریف می کنه و دوستی های یک هفته ای ِ پر از شجاعت و جسارت و نفرین های خاکستری ِ بی ارزش که مثل sms های بی مزه ی ِ پر از مسخرگی حوصله ش را سر می برند... و تمام جمله هاش که یک دو ریالی در من تردید ایجاد نکرد برای تحویل دادن همان لبخند ژوکوند همیشگی و باز فرورفتن در دنیای خیالی ِ بی چون و چرا
---
خب آدم اذیت می شه وقتی میدونه بعد از چند روز تعطیلی ِ ناخواسته مجبوره یه هفته ی تموم اذیت تر بشه !
