تبليغاتX
--« pieCes of me »--
 
 
      











   خانه           
    ايميل


                  و اما .......
                 

     چند روزيه وقتي از پنجره اتاقم بيرون و نگاه ميکنم کلاغي روي پشت بوم خونه روبرويي نشسته و به اتاق من نگاه مي کنه گاهي اوقات که دلش مي گيره قار قار ميکنه ولي صداي قار قار اوون براي من هيچ مفهومي نداره جز نا اميدي ميگن کلاغ بد يمن شايدم راست مي گن چون رنگ دلم تازگيها مثل رنگ لباس اوون شده آره رنگ دل من بد جوري سياه شده . يه روز يه عزيزي مي گفت اگه خدا رو فراموش کني رنگ دلت سياه مي شه و من امروز با تمام وجودم اينو احساس مي کنم چند ماهي ايست که  ياد اوون در دلم نيومده و اين قلب عاشق هر روز سياه تر ميشه   حتي سياه تر از رنگ لباس اوون کلاغ
شايد اوون با تمامي سياهي ظاهري که داره قلبي پاک و عاشق داره و من با تمامي سفيدي ظاهري از درون سياه شده ام و هيچ کس اينو نمي فهمه ...
واي چقدر دلم براش تنگ شده .
واي چقدر دوستم داشت و دوستش داشتم.
واي چقدر با يادش احساس آرامش مي کردم .
چرا امروز بعد از سالها وفاداري بي وفا شدم؟
امروز جز يه جسم سياه براي من چيزي نمونده امروز جز يه قلب سنگي و يه کلاغ روي پشت بوم من ديگه هيچي ندارم...
مي خوام باهاش آشتي کنم ولي نمي دونم که اوون منو مي بخشه يا نه؟
خدا جوون دلم مي خواد بدوني که من چقدر محتاج توام.
منو ببخش از اين همه بي معرفتي .
من تصميم گرفتم کاري کنم که ديگه اوون کلاغ سياه نياد سراغم و ديگه نمي خوام صداي قاقار اوونو بشنوم
خسته شدم ...

* از همه ی این حرفا...  


                         *  *      | +  | 










template designer :
AFTABGARDAN