تبليغاتX
--« pieCes of me »--
 
 
      











   خانه           
    ايميل


                  Q Q BANG BANG
                 

چند قدم به جلو مي ره از کنار يه دختر کوچولو رد مي شه
دخترک زخمي يه حادثه است
اشک توي چشماش حلقه زده
با اينکه خيلي کوچيک تر از اونيه که بفهمه جنگ يعني چي و آتش تا چه حد گرما داره
ولي اونقدر اين چند ماهه کشته و زخمي شدن دوستاش و خونوادشو ديده بود که يه غرور خاصي توي چشماش موج مي زد
انگار صد سال بزرگتر شده بود
دخترک با تنفر عجيبي به اوون مرد نگاه مي کرد يه جورايي انگار قصد انتقام گرفتن داشت
مرد اين بار بي خيال از کنار دختر رد ميشه  گويي عادت شده بود تحمل اين نگاه ها برايش
همچنان اسلحه در دستانش و  شايد چيزي مثل اجبار روي قلبش را تيره وتار کرده بود اما هنوز مقداري انسانيت در وجودش بود .
باز هم چند قدم جلوتر و اينبار مادري را ديد که گريه کنان با خود چيزاهايي زمزمه مي کند .او مي دانست که مادردر حال نفرين کردن اون و همرزماشه
اما چه مي شد کرد اوون هم مثل خيلي از هم وطنانش به اجبار اومده بود و اين جنگي بود بين عقاب و هزاران گنجشک کوچک
و اين تکراري است از زمان و ...
____________________
من با اين آهنگ گوگوش بعضي مواقع خيلي حال مي کنم شما هم اگه حوصله خوندن داشتين بخونينش و اگه هم نه خوب هر جور راحتين در ضمن ممنون از وبلاگ سلطان جازکه متن اين آهنگ رو نوشته بود .

صلات ظهر مرداد/ هواي پختة منگ
دو تا بچه بي خواب/ ته يه کوچة تنگ
با يه تفنگ چوبي/ يه تير کمون يه مشت سنگ
کيو کيو بنگ بنگ Come on مي رفتيم جنگ دشمن/
چقدر سرخپوست کشتيم/ تو اون کوچة بن بست
چه فصل ساده اي بود/ برادر خاطرت هست
همه سر گرم بازي/ همه بي خبر و شاد
کسي از روز غصه/ خبر اصلاٌٌٌٌٌ نمي داد
هواي بچگي ها/ بهار مهربوني
گذشت و ما رسيديم/ به فصل نوجووني
شباي خوش جمعه/ شباي سينما بود
ستارة فرنگي/ چراغ راه ما بود
يکي آواز مي خوند/ مثل الويس پريستلي
يکي جيمز دين مي شد/ واسه زهرا و ليلي
چه بوسه ها گرفتيم/ تو اون کوچه بن بست
کتک هم خوب خورديم/ برادر خاطرت هست؟
بهار بود و هنوزم/ شب جيک جيک مستون
هنوزم پرده ها بود/ رو صورت زمستون
گذشت اون شب روشن/ شب ستاره و ماه
رسيد نسل من و تو/ به اولين بزنگاه
بزنگاه بدي بود/ چهل سوي پر آشوب
نه يک همدرس دانا/ نه يک همسفر خوب
يکيو باد مي برد/ پي ميراث شرقي
يکيو آب مي برد/ به مغرب ترقي
چقدر ممنوعه خونديم/ تو زير زمين بدبو
چقدر جنگ و جدل بود/ سر پيام شاملو
تو پيچ پيچ شب ماه/ قيامت بود و غوغا
يکي خمار انگلز/ يکي نشئه بودا
تو مسجد شاعر چپ/ تو کافه مؤمن مست
عجب سر گيجه اي بود/ برادر خاطرت هست؟
هنوز شباي جمعه/ شباي سينما بود
تب تند گوزنها/ تو کوچه هاي ما بود
(گنجشکک اشي مشي/ لب بوم ما نشين)
به يادم هست که يک روز/ همه جسور و شيردل
شديم آرتيست اول/ تو فيلم حق و باطل
موتورء شب نامهء چاقو/ رفيق مترقّي
زن نيمه برهنه/ توي حجاب شرقي
هواي شور و شر بود/ تو اون کوچة بن بست
يکي گلوله مي خورد/ يکي قدّاره مي بست
همه شيفته و سرمست/تو رويا مونده در بست
چه خوابها که نديديم/ برادر خاطرت هست؟
ديگه يادي ندارم/ از اون جيک جيک مستون
بهار مرد و زمين رفت/ به رؤيت زمستون
شکست کشتي مهتاب/ تو گل موج هيولا
ستاره بود که مي رفت/ به قعر شب دريا
ديگه سکوت تار و/ کمونچة شبانه
حقيقت بود حقيقت/ نه فيلم بود نه ترانه
(کوچه ها باريکن/ ايوونا بستن
خونه ها تاريکن/ بالها شکستن)
تفنگهاي حقيقي/ برادر هاي دلتنگ
ببين گردش چرخو/ بازم کيو کيو بنگ بنگ
شبي صد دفعه مرديم/ تو اون کوچة بن بست
چه فصل وحشتي بود/ برادر خاطرت هست؟
گذشت اون فصل و ما هم/ گذشتيم با دل سرد
مثل غبار اندوه/ سوار باد ولگرد
از اين گودال به اون گود/ از اين چاله به اون چاه
سفر کرديم رسيديم/ به آخرين بزنگاه
رو خاک سست غربت/ نشستيم تلخ و سنگين
يکي افتاده از دل/ يکي افتاده از دين
تو اين غربت بيمار/ تو اين بيراهة تار
نه يک راه بلدي بود/ نه يک قافله سالار
گم و گور رفته از دست/ تو اين بهشت سرمست
چه دوزخي چشيديم/ برادر خاطرت هست؟
صلات ظهر مرداد/ هواي پختة منگ
دو بچة مهاجر/ تو يک اتاقک تنگ
با يه دگمهء يه مشت سيم/ يه جعبه نور خوشرنگ
کيو کيو بنگ بنگ Come onنشستن گرم بازي/
بازم کيو کيو بنگ بنگ/ هنوزکيو کيو بنگ بنگ
کيو کيو بنگ بنگ
کيو کيو بنگ بنگ
کيو کيو بنگ بنگ


                         *  *      | +  | 










template designer :
AFTABGARDAN