زاغکی قالب پنیری دید بر دهانش گرفت و " زود پرید "
شنبه چهارم آبان 1387
دنیاس دیگه ٬ گاهی وقتا توش میشی کلیشه ٬ وقتی توی سطر سطر دست نوشته های تو هم لرزش دست بیداد می کنه ٬ از من چه انتظاری داری ٬ که بشینم به خودم بخندم؟ چون آدم تاریخ مصرف داری بودم . بعد هم از خدا بخوام یه در ِ خروجی باز کنه تا من محو شم .... شاید بی انصافیه ولی برم برای یه مدت بمیرم ؟
* * | +
|
